من و سوئیس

مینویسم خاطراتم/ تا بماند یادگارم/ آنچه را دارم ازین پس/ حاصلِ کار است همی بس

اولین نتیجه
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: عکس

من در حال نوشتن پست قبلی هستم ولی فعلا این عکس پر انرژی را میگذارم که شما هم مثل من ذوق کنید و با دیدن روی ِ نمکین ِ این فندق ِ خوش خنده خستگی از تن در کنید.

خب معرفی میکنم: این فرشته ی کوچک و ماه روی و جیگر و هرصفتی که در این زمینه به ذهن شما میرسد، اولین "نتیجه" در خانواده مادری من هست. "کیان" نام اوست و من تا الان متاسفانه سعادت دیدن و بغل کردن و فشار دادن و محکم بوسیدن و همه ی این اعمال جان بخش را نداشتم. امیدوارم زودتر فرصتی محیا شود و ما دلی از عزا دربیاوریم. جا دارد از همین تریبون یک تبریک جانانه به پدر و مادر عزیزش بگویم برای این هدیه ی لطیف و نابی که خداوند عطا کرده بهشان. انشالله همیشه تنش سالم و لبش خندان باشد. 

* به مادر کیان: عزیزم اسپند دود کن.. چشم بد دور باد از این فسقلی قلب