من و سوئیس

مینویسم خاطراتم/ تا بماند یادگارم/ آنچه را دارم ازین پس/ حاصلِ کار است همی بس

بوئینگ 777
ساعت ٥:٢٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: گوناگون ،کتاب

با اینکه خیلی خسته ام ولی دوست دارم زودتر در مورد حادثه ی اخیر بنویسم. هرچند نظری که داشتم کمرنگ تر شده، ولی فرصت خوبیست تا در مورد کتاب مورد نظرم صحبت کنم.

همانطور که خیلی از شما هم میدانید، شنبه ی هفته ی گذشته، 8 مارس 2014، این خبر جهانی شد:

سازمان هواپیمایی مالزی اعلام کرده است ارتباط یک فروند بوئینگ ۷۷۷ مسافربری که میان کوالالامپور و پکن در حرکت بود با برج مراقبت قطع شده است. این هواپیما 239 مسافر همراه داشت و از مالزی به چین می‌رفت.

به گزارش خطوط هوایی مالزی، ارتباط میان برج مراقبت و پرواز شماره MH۳۷۰  ساعت ۲:۴۰ دقیقه بامداد به وقت محلی قطع شده است. قرار بود این پرواز ساعت ۶:۳۰ بامداد روز شنبه در پکن بر زمین بنشیند اما تنها دو ساعت بعد از آغاز پرواز ارتباطش را با تیم کنترل پرواز از دست داد.

خبرگزاری شینهوا در چین اعلام کرده این هواپیما هیچ گاه با تیم کنترل پرواز در آسمان چین ارتباط برقرار نکرده و احتمالا در آسمان ویتنام ناپدید شده است. 


برای من خیلی عجیب و در عین حال هیجانی بوده و هست. اینکه چطور امکان دارد چنین هواپیمایی با چنین شرکت هوایی که به صورت جهانی اعتبار دارد و از دم و دستگاه بسیار پیشرفته ای برخوردار است، بعد از دو ساعت پرواز بدون هیچ سیگنال خطری در آسمان محو شود!!؟؟

وقتی آخرین جمله ی خلبان این بوده که همه چیز خوب است.. چه میشود که ناگهان این پرنده ی عظیم (به طول 60 متر) از صفحه های کنترل پروازی محو میشود؟

آیا سقوط کرده؟ در دریا؟ یا روی زمین؟ آیا در آسمان منفجر شده؟ در هر کدام از این صورت ها که اولا خلبان حتما اعلام موقعیت خطر را میکرده و ثانینا هرجایی که سقوط کرده باشد یا هر اتفاق دیگری، به مدت چندین ساعت سیگنال ها قطع نمیشوند.. مخصوصا با وجود جعبه سیاه. بعد هم بلاخره بعد از 24 ساعت هرطور بوده قطعه های هواپیمای در هم شکسته شده یا روی سطح دریا یا روی زمین مشخص هستند. هواپیما هم که مشخص نباشد، مسافرانش که بلاخره نمایان میشوند.. عجیب است!! خیلی..

موردی که خدا را شکر تکذیب شد، عمل تروریستی بود که فکر میکردند توسط دو ایرانی حاضر در این پرواز رخ داده. اینکه آنها پاسپورت هایی دزدی شده و جعلی داشتند و این بد و تاسف بار است برای ایران و ایرانی است و غیره خودش جای بحث دارد.. ولی به هر حال از عمق فاجعه که ناپدید شدن این هواپیماست کم نمیکند..

بعد از گذشت 3 روز از این حادثه فکری در ذهن من شکل گرفت که شاید در دید اول مسخره به نظر آید ولی از کتابی سرچشمه میگیرد که تابستان گذشته خواندم.

"ارابه ی خدایان" از نویسنده آلمانی اریش فون دنیکن را میگویم. این کتاب را تابستان شناختم و برایم خیلی جالب بود. چون ذاتا آدمی هستم که از علم و تخیل لذت میبرم، از این کتاب که هردوی اینها را داشت لذت بردم.

ویکیپدیا میگوید:

اساس این کتاب بر پایهٔ این فرضیه‌ است که بسیاری از تکنولوژی‌های تمدن‌های باستانی و ادیان برگرفته از مسافران فضایی هستند که به نام خدایان پذیرفته شده‌اند. به عبارت دیگر، کلمه خدایان که در کتاب های باستانی و تورات آمده در واقع موجودات فرازمینی هستند که انسان های آن دوران به آنها خدایان می‌گفتند. در این کتاب، نویسنده به بررسی آثار و نشانه‌های باقی مانده از مسافران فضایی در میان آثار تاریخی و باستانی و عهد عتیق می‌پردازد. ترجمه‌های مختلفی از این کتاب، با فاصله کمی از انتشار آن، در ایران در سال‌های مختلف و توسط ناشران و مترجمان مختلف به چاپ رسیده است.

این دو نگاره یکی در مورد خطوط نازکا است که در این کتاب، نویسنده نظر می دهد که این خطوط می تواند شبیه خطوط فرودگاه های کنونی باشد. و ستون آهنی که در هند که مربوط به هزاران سال پیش است که هیچ گاه زنگ نمی زند. درهرصورت نویسنده کتاب عقیده دارد که این ۲ سازه به دست موجودات فرازمینی ساخته شده است.

-------------------------------------------------------------------------

با خواندن فقط این جلد که کتاب اولش هست میبینیم نویسنده تقریبا تمام عمر خود را صرف تحقیق و جستجو در سطح جهان در این باره کرده.. این کتاب چنان محاسبات دقیقی انجام داده و مدارکی ارائه میدهد که با خواندنش چیزی جز "چیزی در این جهان غیره ممکن نیست" یا همان "غیره ممکن غیره ممکن است" به ذهن آدم خطور نمیکند.. فقط لازم است اندکی از دید علمی و نه دینی به آن نگاه کرد.

قابل ذکر هست که این کتاب و نویسنده به مدت زیادی مورد نقدهای سنگین افراد مختلف و از جمله کلیساها قرار گرفت.. ولی خواندنش را به همه ی شما پیشنهاد میکنم!!

خلاصه اینکه تا دو روز پیش با خودم فکر میکردم "چرا که نه؟" .. چرا نشود فکر کرد که هواپیما را آدم فضایی ها بردند پیش خودشان؟

همین دیگر، این مقدمه چینی ها را کردم که همین یک جمله را بگویم!

و البته از افکار دیگرم این هست که شاید هم این حادثه یک "حواس پرتی ذهنی و عمدی" باشد که توسط "مشنگ" های کشور های کله گنده ی مختلف صورت گرفته باشد تا بتوانند در این زمان که مردم دنیا پیگیر این موضوع هستند یکسری کارهای سِری و پشت پرده را بدون دغدغه انجام دهند.. حالا چه کارهایی؟؟ الله اعلم!

اخبار تازه این است که نمیدانم چطوری فهمیدند که هواپیما بعد از اینکه از روی صفحه ها محو شده، باز به مدت 7 ساعت در هوا در حال پرواز بوده..

اگر کار هواپیما ربایی هم بوده باشد، به نظرم بسیار بسیار حرفه ای عمل کردند.. شاید کسی خلبان را مجبور کرده که سیگنال ها را خاموش کند.. ولی آخر جعبه سیاه پس چی؟؟ بلاخره که باید یک جایی فرود آمده باشند؟؟ در جزیره یا؟؟.. چطور روی شن و ماسه و سنگ و کوه و درخت میشود نشست؟؟

اصلا اینها را ول کن!! واقعا عاقبت این 239 نفر چه شد؟ یا چه میشود؟ الان هفت روز از این ماجرا میگذرد!! آیا آنها بدون آب و غذا زنده ماندند؟

 این ماییم که اینطور فکر میکنیم.. شک ندارم که الان کارگردانانی هستند که دارند به این فاجعه به چشم یک سوژه ی ناب برای فیلم سازی و جایزه ی اسکار فکر میکنند!