من و سوئیس

مینویسم خاطراتم/ تا بماند یادگارم/ آنچه را دارم ازین پس/ حاصلِ کار است همی بس

ببخشیم تا آرامش بگیریم
ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: گوناگون ،شعر

چه بخواهم چه نخواهم اخبار به گوشم میرسد، از نزدیکان و از دوستان، از برنامه های خبر رسانی.

چه بخواهم چه نخواهم ذهنم اندکی درگیرشان میشود. گاهی بیشتر گاهی کمتر. وقتی خبر در مورد "جان" یک انسان یا انسان ها باشد بیشتر.

این روزها گوشه ای از ذهنم درگیر "جان" دختری است که در نوجوانی مرتکب قتل شده و حالا بعد از هفت سال میخواهند دیر یا زود حکمش را اجرا کنند.

در این بین جمعیت خوب و زحمتکش دانشجویی و مردمی امام علی (ع) در حال تلاش است تا از اولیای دم بخشش طلب کند و از همه ی هموطنان هم خواسته اند به ایشان بپیوندند. برای این امر یک ایونت در فیسبوک تشکیل داده اند که در طی چند روز اخیر بیش از 47 هزار نفر را دور هم جمع کرده..

هرکسی در حد توان خود جمله ای یا متنی مینویسد برای درخواست بخشش یا دعایی میکند از ته دل برای آرامش هر دو خانواده..

هدف از این فعالیت گسترش صلح و بخشش در جامعه و از بین بردن خشم و راه های انتقام و به گونه ای رفتن به جنگ با فعل خشونت آمیز ِ "ا ع د ا م" است.

تاریخ و تجربه نشان داده که در 99% موارد، انتقام گرفتن هرگز آرامش نمی آورد و باعث فرو خوردن خشم نمیشود، بلکه انسان را از نظر روحی آشفته تر میکند.. این "بخشش و گذشت" است که باعث میشود زندگی دُری آرامتر بگیرد.

شارمین میمندی نژاد، موسس جمعیت امام علی میگوید: "به میزانی که یک انسان، برای برقراری مهر، عدالت و عشق سکوتش را می شکند و فریاد می زند، از جهنم این جهان دور می شود و به میزان سکوتش در آتش این جهان سهیم است."

در ادامه مطلب یک شعر در این مورد از فریدون مشیری و یک متنی که یکی از همراهان ایونت نوشته است را با میگذارم، حتما بخوانید.

دعا کنید و امواج مثبت فکریتان را بفرستید برای آرامش روح دو خانواده ی غم دیده.. باشد که دلشان دریای محبت شود تا ببخشند و از گذشته چشم بپوشند و روانشان مملو از آرامش گردد.


یاد من باشد فردا دم صبح / جور دیگر باشم

بد نگویم به هوا، آب ، زمین / مهربان باشم، با مردم شهر

و فراموش کنم، هر چه گذشت / خانه ی دل، بتکانم ازغم

و به دستمالی از جنس گذشت / بزدایم دیگر، تار کدورت از دل

مشت را باز کنم، تا که دستی گردد / و به لبخندی خوش

دست در دست زمان بگذارم /

یاد من باشد فردا دم صبح / به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم

و به انگشت نخی خواهم بست / تا فراموش نگردد فردا

زندگی شیرین است، زندگی باید کرد / گرچه دیر است ولی

کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید / به سلامت ز سفر برگردد

بذر امید بکارم، در دل / لحظه را در یابم / من به بازار محبت بروم فردا صبح

مهربانی خودم، عرضه کنم / یک بغل عشق از آنجا بخرم

یاد من باشد فردا حتما / به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم

بگذرم از سر تقصیر رفیق، بنشینم دم در / چشم بر کوچه بدوزم با شوق

تا که شاید برسد همسفری /

ببرد این دل ما را با خود / و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست

یاد من باشد فردا حتما / باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست

و بدانم که اگر دیر کنم ،مهلتی نیست مرا  / و بدانم که شبی خواهم رفت

و شبی هست، که نیست، پس از آن فردایی / 

یاد من باشد / باز اگر فردا، غفلت کردم / آخرین لحظه ی از فردا شب،

من به خود باز بگویم این را :

مهربان باشم با مردم شهر / و فراموش کنم هر چه گذشت

 

فریدون مشیری

---------------------------------------------------------------------------------------------

متنی که یکی از همراهان ایونت برای خانواده ی مرحوم نوشته :

[.....]

تنها شما را به یک واقعه در تاریخ اسلام ارجاع میدهم که شاید، تاکید میکنم شاید، اندکی مرهم باشد بر زخم هایی که ما ملت، باور کنید ناخواسته و از روی ناآگاهی، به قلب و روح شما زدیم.
قرآن را بازکنید، سوره نور، آیات 11 تا 22.
ماجرا از این قرار است که به روایتی عایشه، همسر پیامبر اسلام، در مسیر بازگشت مسلمانان از یک غزوه به دنبال وسیله ی گمشده اش بوده و به همین خاطر از کاروان مسلمانان جا می ماند. در مسیر مردی از اصحاب که او نیز از قافله جا مانده بود، ایشان را به همراه خود به شهر می رساند.
تصور کنید، همسر پیامبر، سوار بر شتر مردی جوان، به شهر رسیده. هیاهو به پا شده و همسر پیامبر مورد هجمه ی تهمت های ناروای مسلمانان قرار گرفته!
یعنی همسر پیامبر خدا هم درگیر فضای مسموم انتشار این اتهامات شده!
عایشه تا مدت ها اشک میریخته تا زمانی که از "افک" یعنی "گناه بزرگ" یعنی اتهام بستن، آیه ای نازل میشود:

در حقیقت کسانى که آن بهتان را [در میان] آوردند دستهاى از شما بودند، آن [تهمت] را شرى براى خود تصور مکنید بلکه براى شما در آن مصلحتى [بوده] است براى هر مردى از آنان [که در این کار دست داشته] همان گناهى است که مرتکب شده است و آن کس از ایشان که قسمت عمده آن را به گردن گرفته است عذابى سختخواهد داشت(۱۱)
چرا هنگامى که آن [بهتان] را شنیدید مردان و زنان مؤمن گمان نیک به خود نبردند و نگفتند این بهتانى آشکار است (۱۲)
چرا چهار گواه بر [صحت] آن [بهتان] نیاوردند پس چون گواهان [لازم] را نیاوردهاند اینانند که نزد خدا دروغگویانند (۱۳)
و اگر فضل خدا و رحمتش در دنیا و آخرت بر شما نبود قطعا به [سزاى] آنچه در آن به دخالت پرداختید به شما عذابى بزرگ مىرسید (۱۴)
آنگاه که آن [بهتان] را از زبان یکدیگر مىگرفتید و با زبانهاى خود چیزى را که بدان علم نداشتید مىگفتید و مىپنداشتید که کارى سهل و ساده است با اینکه آن [امر] نزد خدا بس بزرگ بود (۱۵)
و [گر نه] چرا وقتى آن را شنیدید نگفتید براى ما سزاوار نیست که در این [موضوع] سخن گوییم [خداوندا] تو منزهى این بهتانى بزرگ است (۱۶)
خدا اندرزتان مىدهد که هیچ گاه دیگر مثل آن را اگر مؤمنید تکرار نکنید (۱۷)
و خدا براى شما آیات [خود] را بیان مىکند و خدا داناى سنجیدهکار است (۱۸)
کسانى که دوست دارند که زشتکارى در میان آنان که ایمان آوردهاند شیوع پیدا کند براى آنان در دنیا و آخرت عذابى پر درد خواهد بود و خدا[ست که] مىداند و شما نمىدانید (۱۹)
و اگر فضل و رحمتخدا بر شما نبود و اینکه خدا رئوف و مهربان است [مجازات سختى در انتظارتان بود] (۲۰)
اى کسانى که ایمان آوردهاید پاى از پى گامهاى شیطان منهید و هر کس پاى بر جاى گامهاى شیطان نهد [بداند که] او به زشتکارى و ناپسند وامىدارد و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هرگز هیچ کس از شما پاک نمىشد ولى [این] خداست که هر کس را بخواهد پاک مىگرداند و خدا[ست که] شنواى داناست (۲۱)
و سرمایهداران و فراخدولتان شما نباید از دادن [مال] به خویشاوندان و تهیدستان و مهاجران راه خدا دریغ ورزند و باید عفو کنند و گذشت نمایند مگر دوست ندارید که خدا بر شما ببخشاید و خدا آمرزنده مهربان است (۲۲)

نمیخواهم تفسیری بر آیات بگذارم که این سخنان قدسی، خود گویای همه چیز است. فقط بگذارید مروری کنیم بر اشتباهاتمان:


نخست آنکه چرا چنین حرفی را باور کردیم و به جای ظن خوب در حق برادرمان، سوء ظن داشتیم (ان بعض الظن اثم) و نگفتیم این بهتانی بزرگ است


دوم آنکه چرا چهار شاهد عادل برای تایید این اتهام ارائه نکردیم


و سوم و بدتر از همه آنکه چرا این اتهام را بدون اثبات، انتشار دادیم


پس هرکدام از ما، به گواه همین کتاب آسمانی، مرتکب گناهی بس عظیم شده ایم که اگر لطف و رحمتش شامل حالمان نشود، چه بسا شایسته ی عذاب و غضبش نیز باشیم.
تنها روزنه ی امید در این ماجرا، آیه یازدهم است که خطاب به مسلمین میگوید:
نپندارید که در این اتفاقات شری برای شما بوده است، بلکه در آن خیری نهفته است.

[.....]