من و سوئیس

مینویسم خاطراتم/ تا بماند یادگارم/ آنچه را دارم ازین پس/ حاصلِ کار است همی بس

اندر احوالات دانشجویان عرب
ساعت ٢:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: گوناگون

کله.........


تا حالا دیدید کسی زل زل تو چشماتون نگاه کنه و بگه : " آه من حوصله ی این کلاس ها رو ندارم، در هر حال من سوالات امتحانات رو دارم".. ؟؟

ندیدید؟ بیایید دانشگاه ژنو هر سال بیشتر میبینید! اونم نه هر دانشجویی! از تیره ی درخشان عرب!

تا حالا دیدید یه عده ی کثیری از باقی دانشجویان از این ماجرا با خبر باشن ولی چیزی نگن؟ در حالی که خودشون سوال ها رو ندارناا؟!

ندیدید؟ بیایید دانشگاه ژنو میبینید! این دانشجوها از تیره ی سوییسی هستند که کلا اعتراض تو کتشون نمیره! معمولا بعد از شنیدن این خبر یک قیافه ی به ظاهر متعجب و متاسف میگیرن و بعد چند ثانیه ای تو فکر فرو میرن و در آخر با یک آه از نهاد برآمده میگن : " de toute façon personne ne nous croira! Et si jamais on nous prend aussi pour ces gens qui ont les questions, qu'est ce qu'on fera?!" .... beh ma fois c'est comme ça! Tanpis pour moi " .... اگر فکر کنن خودمون جزو این آدما هستیم چی؟ کسی حرف ما رو باور نمیکنه!... آه اینجوریه دیگه! کاریش نمیشه کرد، بد به حال من!

تا حالا دیدید سر جلسه ی امتحان، اونم اینجا که انقدر به نظم و ترتیب معتقد هستند و کلی مراقب میگذارن، دو نفر (مثل همیشه عرب) هی باهم پچ پچ کنن و گویی سوالات رو باهم چک میکنن، هیچ مراقبی متوجه نشه و تذکر نده؟؟ این در حالیست که همه ی دانشجوهای دور و بر این دو دانشجو تمرکزشون بهم ریخته از صدا!! 

و باز بدتر از اون تا حالا دیدید تو چنین شرایطی هیچ کس چیزی نگه؟؟ با اینکه دارن اذیت میشن ولی چیزی نگن؟؟ چه میدونم، مثلا بگه اینجا صدا میاد نمیتونم حواسم رو جمع کنم... ندیدید؟ خب بیایید تو این دانشگاه تا ببینید.

تا حالا برخوردید به اینجور آدمایی که نمیدونم از کجا سوالات رو دارن و بهشون بگید مثلا میتونی سوالای فلان درس رو برام بفرستی و اون خیلی رک و پوست کنده بهت بگه نه نمیتونم بدم، چون ممکنه سوالا پخش بشه!! و نگرانیش از پخش شدن سوال ها این نیست که گیر بیافته، نه!!! این هست که رقابت از بین میره و ممکنه همه امتحانشون رو خوب بدن و این برای استادا عحیب باشه!! 

یعنی واقعا دانشگاه در جریان نیست؟؟ اعتبار دانشگاهش داره میره زیر سوال یعنی کسی نیست اینو بهشون بگه!! میتونم به جرات بگم 90% از دانشجوهای عرب دارن اینجوری پیش میرن و هیچی بارشون نیست تو زمینه ی داروسازی! فقط یک متر زبون دارن و تا دلت بخوا  روی حرف زدن و دعوا کردن... آیا واقعا دانشگاه میخواد یه همچین افرادی تحویل جامعش بده!؟؟ اونم جایی که انقدر در این زمینه زبانزد دنیاست!!؟؟

رایج ترین روایت برای دست آوردن سوالات این هست که اکثرا این دانشجوها در جشن هایی که اسیستنت ها و استادها هستند حضور پیدا میکنند و سعی میکنن ارتباطشون رو نزدیک تر کنند! آه، چه واژه ی آشنایی: "نزدیک" n'est-ce pas?!

قضاوت نمیکنم اوکی! ولی این دانشگاه با سری داستان های بی عدالتی که هی داره گندش درمیاد داره میزنه تو ذوقم.. این جماعت همیشه ساکت هم که نه حرفی میزنن و نه موافقن کسی حرکتی بکنه، بدتر!