من و سوئیس

مینویسم خاطراتم/ تا بماند یادگارم/ آنچه را دارم ازین پس/ حاصلِ کار است همی بس

من در حاشیه ی مذاکرات
ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: لوزان ،عکس

بعد نوشت 3:

پنجشنبه، 13 فروردین 1394 ساعت 20:30

خدا را شکر هزاران بار. دست مریزاد آقای ظریف. خسته نباشید.

دل خیلی ها را شاد و آرام و امیدوار کردید. خدا قوت.

عزت مردم ایران را پایدار کردید. به احترامتان تمام قد می ایستیم.

×عکس در ادامه مطلب×

-----------------------------------------------------------------------------------------

سه شنبه 11 فروردین، ساعت 19:30

امروز بعد از چندین روز که مذاکرات ادامه دارد، به سرم زد بروم با دوچرخه یک دوری اطراف هتل بوریواژ بزنم. 

هوا سرد و ابری بود. وقتی در حال رکاب زدن بودم، داشتم با هندزفری موسیقی گوش میکردم، راه از خانه تا آنجا زیاد نبود. وقتی رسیدم موسیقی را قطع کردم و گوشی ها را درآوردم، اما نمیدانم کی به جای اینکه بگذارمشان در جیبم گذاشتمشان روی ترک دوچرخه!

آنجا هم خبر خواصی نبود. عداد زیادی خبرنگار از کشور های مختلف بودند و ماشین هایی با بشقاب هایی سفید رویشان. هیجانش به این بود که فکر کنی ده ها نفر از مقامات سرشناس و مهم جهان پشت درهای بسته چند متر آنطرف تر نشستند.

البته این ساختمان که میبینید، هتل و محل مذاکرات مورد نظر نیست. در واقع ساختمان یا هتل کناری اش است. خود ِ هتل اصلا قابل دید نبود. پشت درخت ها و احتمالا پلیس ها پنهان بود. 

خبری هم از هموطنان ایرانی نبود. فقط دو سه نفر را دیدم که آمدند مثل من عکس بگیرند و ببیند بلاخرا به نتیجه رسیدند این سران یا نه.

 عکسم را که گرفتم، یکی از هموطنان جلو آمد و خواست عکسی ازش بگیرم. با دوچرخه ام به آن سمت رفتیم، ایشان ایستاد و من عکس گرفتم. 

برگشتم دوچرخه را بردارم بروم به دور زدنم ادامه دهم که دیدم ای داد بی داد !! سیم هندزفری به طور خفنی دور زنجیرهای دوچرخه پیچیده! هموطن هم متوجه شد و کمک کرد سیم ِ رشته رشته شده را درآوردیم.

خلاصه اینکه عمر این هندزفری هم پشت درهای بسته ی مذاکرات به پایان رسید..

عمیقا امیدوارم مذاکرات با نتایج مطلوبی به پایان برسد و دل خیلی ها را شاد و آرام کند.


-------------------------------------------------------------------------------------------

 بعد نوشت 2:

سیزده بدر امسال در خانه بودم. مشغول درس و منتظر خبر ! 

چهار روز است کتابخانه ی رولکس واقع در ای پی اف ال تعطیل است برای نشست خبری بعد مذاکرات.

میخواستم بروم مثل دوستان دیگر از دور و نزدیک ورود آقای ظریف و باقی را ببینم ولی دیر متوجه شدم. ساعت ورودشان را به کسی نگفته بودند. هوا هم بارانی و سرد بود. نمیدانستم از کی بروم و تا کی باید صبر کنم.

اما دوستانی که رفتند، از دور فیلم گرفتند، چون دور تا دور آن محوته را باند های ورود ممنوع پیچیده بودند. و دوستی هم فیلمی گرفته بعد از نشست خبری! آقای ظریف آمده جلو و از بچه ها برای حضورشان تشکر کرده.

دلم میخواست آنجا بودم 

-------------------------------------------------------------------------------------------

بعد نوشت 1: 

پنجشنبه، 13 فروردین 1394 ساعت 11:30

نقل قول از یکی از دانشجویان ایرانی ای پی اف ال :

"یکی از ساختمون های دانشگاه رو که *کتابخونه هم همونجاست چهار روزه بستن که اگه توافق شد بیان اینجا امضا کنن. 
امروز یکی از دوستای سوئیسی اومده میگه پس کی توافق میکنن. من میخوام از کتابخونه کتاب بگیرم. میگم نمیدونم. ما هم ۱۲ ساله منتظریم توافق کنن. حالا وضع ما رو درک میکنی؟ میگه اوه اوه یعنی شما ۱۲ سال به کتاب های روز دنیا دسترسی ندارین؟
حقا که سوئیسی هستی و چیزی از سیاست سرت نمیشه. تو بشین همینجا کشورهای مختلف پولشون رو بیارن بذارن تو بانک تو سودشون رو نوش جان کن."

------------------------------------------------------------------------------------------

×عکس هایی که پنچ شنبه دوستی در EPFL از ورود و دیدار کوتاه آقای ظریف گرفته×

*کتابخانه روکلس در ای پی اف ال

https://documents.epfl.ch/groups/v/vp/vppl-unit/www/photos-RLC/RLC-vue-ext-jour.jpg

----------------------------------------------------------------------------------------

×عکس هایی که من روز سه شنبه کنار دریاچه و هتل گرفتم×