من و سوئیس

مینویسم خاطراتم/ تا بماند یادگارم/ آنچه را دارم ازین پس/ حاصلِ کار است همی بس

گیاه شناسی
ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: گوناگون

نشستم در اتاق خواهرم. فردا اولین امتحان را دارم. گیاهشناسی. روی تختش نشستم، پشت میز سردم میشود.. روی تخت هم زانو درد میگیرم.

فکر میکنم این دوره را که تمام کنم، به بلایای موجود از فرط کم تحرکی مبتلا شوم.. زانو و گردن و کمر و [...] مورد عنایت بسیار قرار میگیرند این روزها.

امتحان 45 دقیقه میباشد و ما به اندازه دو ساعت سر جلسه بودن مطلب حفظ میکنیم.

از طرفی فعلی ساده به نام "خواب" با چشمانم سر جنگ دارد.. شب های عادی که قهر میکند و به هر بهانه ای آرامش را از فکر خسته ام صلب میکند.. شب های امتحان ولی با کمال میل کابوس های مختلف را مهمان ذهن درگیرم میکند.. بدتر خستگی به تنم میماند!

جلبک ها و درخت های فیلوژنتیک رهایم نمیکنند..

هر روز عصر همین موقع ها دختر همسایه میاید روی بالکن و مثل زنگ کلیسا که سر آدم را میبرد، مدام گربه اش را صدا میکند بلکه برگردد خانه.. اسمش Tigrou است یعنی "بَـبـری".. این اسم به زبان فرانسه و در حالت داد زدن واقعا گوش خراش است.. اینجا که جای اعتراض نیست ولی کاش اسمش را عوض کند اقلن.