من و سوئیس

مینویسم خاطراتم/ تا بماند یادگارم/ آنچه را دارم ازین پس/ حاصلِ کار است همی بس

من و سنتورم
ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سنـتـورانـه

نوشته شده در تاریخ : 21/07/1388

امروز دقیقا 6 ماه است که پدر برایم یک سنتور هدیه داده..

من هم که اینجا نتوانستم معلمی را برای آموزش پیدا کنم، خودم با کتاب و سی دی آموزشی ِ استاد فرامرز پایور دست به کار شدم.

پایه های نت و موسیقی را به برکت کلاس های آموزشی در مدرسه یاد گرفته بودم.

اما شناخت دوباره ی آنها و اجرایشان روی سنتور کار راحتی نبود.. و سخت تر از همه این بود باید دست چپم را به گرفتن مضراب ها و بازی کردن با آنها عادت می دادم.. حالا بعد از 6 ماه تمرین، الان تقریبا راه افتدم.

بعد از تمرین ها ی فراوان، موفق به زدن و هم خوانی کردن 4 قطعه ترانه شدم.. بسیار بسیار خوشحالم، چون میدانم که میتوانم پدر را با نواختنشان غافلگیر کنم. 

انشالله بتوانم همینطور ادامه بدهم و شاهد ِ موفقیت های بیشترم باشم.

4 قطعه :

1) ز بوی زلف تو مفتونم ای گل \ ز رنگ و روی تو دلخونم ای گل \ من عاشق ز عشقت بی قرارم \ تو چو لیلی و مو مجنونم ای گل \ جونی جونی \ یار جونی \ رشتی و مازندرونی \ من میرم تنها میمونی

2) چه شود به چهره ی زرد من، نظری ز راه وفا کنی \ که اگر کنی همه درد من، به یکی نظاره دوا کنی \ تو کمان کشیده و در کمین \ که زنی به تیرم و من غمین \ همه ی غمم بود از همین \ که خدا نکرده خطا کنی

3) بر جانت از سر تا قدم \ جانا هزاران آفرین \ صانع خدایی کین وجود \ آورده بیرون از عدم \ میزد به شمشیر جفا \ سعدی بنالیدی ز ما \ میرفت و میگفت از قفا \ مردان نالند از الم

4) گل گندم شکفته، گل گندم یار (2بار) \ میکارن همچین و همچون \ گل گندم یار (3بار) \ میچینن همچین و همچون  \ گل گندم یار (3بار) \ گل گندم یار (4بار)