من و سوئیس

مینویسم خاطراتم/ تا بماند یادگارم/ آنچه را دارم ازین پس/ حاصلِ کار است همی بس

هم گروهی 2
ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ دی ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: اینجایی‌ ها

یک ماه و نیم پیش او در یک هفته کیف پول و آیفن 4 خود را گم کرد. یعنی به گفته ی خودش از او دزدیدند.

بعد از ناراحتی ها و اشک های فراوان (به این خاطر که : آیفن گران است و میشود آن را دزدید و فروخت...) یک روز دیدم، کیف پولش پیدا شده و مادر جانش برایش یک آیفن 5 با یک محافظ صورتی گرفته.

بماند که آیفنی که قبلا داشت.. سال گذشته یک بار صفحه اش خورد شده بود و او "چقدر" داده بود تا صفحه ی نو بیندازد برایش.. صفحه ی نو را هم بعد از مدتی دیدم دوباره خورد شده! و با همان صفحه خورد بود که از او دزدیده بودند. این خورد شدن ها هم زمانی اتفاق افتاد که آیفن از زیر و رو دارای محافظ بوده.

خلاصه اینکه روز اول که آیفن 5 را دیدم و با محافظش گفتم دیگر آدم شدنش 100 % است زیرا میداند بسیار پول خرج کرده برایش مادر جانش..

ولی بعد از کمتر از دو ماه وقتی در آزمایشگاه دیدم آیفن 5اش نه محافظی دارد و صفحه اش خاک شیر شده گفتم آدم شدنش محال است!!

*اینجا کمتر کسی را میبینم که گوشی ِ گران قیمت سالم در دست داشته باشد.. نمیدانم! واقعا نمیدانم چه میکنند با آن.. گردو میشکنند آیا؟ .. گویی یک مُد ِ جدید است! بعیید نیست چندی بعد کلا گوشی های صفحه خورد شده از شرکت های تولید کننده ببینیم!!!..

خورد بودن صفحه نشان از چیست؟

برای من از بی سلیقگی و بی هنری محض است..

برای آنها :  Aah, mais c'est bon! ça peut arriver, tu sais! On verra.. j'en achèterai un nouveau