کمتر حرف بزنیم

---------------------------------------------------------------------------------------------

وقتی با پیشنهاد تابناک روبه رو شدم، با شش دوست مشورت کردم و دو ساعت فکر. تصمیم گرفتم به جای چندین نکته، یک نکته را مطرح کنم که همه ما در سال ۱۳۹۲ کمتر حرف بزنیم و کمتر قضاوت کنیم.

به نظر می رسد میانگین ایرانی ها تقریبا در مورد هم چیز و هم کس اظهار نظر می کنند؛ بعضا با قاطعیت.

عــبــارات :

من نمی دانم، من اطلاع ندارم، من به اندازه کافی اطلاع ندارم، من مطمئن نیستم، من باید سئوال کنم، من باید فکر کنم، من شک دارم، من در این باره مطالعه نکرده ام، من این شخص را فقط یک بار دیده ام و نمی توانم در مورد او قضاوت کنم، من در مورد این فرد اطلاعات کافی ندارم، اجازه دهید من در این رابطه سکوت کنم، فردا پس از مطمئن شدن به شما خبر می دهم، هنوز این مساله برای من پخته و سنجیده نیست و ...

در ادبیات عمومی ما، بسیار ضعیف است. تصور کنید اگر بسیاری از ما این گونه با هم تعامل کنیم، چقدر کار قوه قضائیه کم می شود. چقدر زندگی ما اخلاقی تر می شود.

در چنین شرایطی، خبرنگار تلویزیون در مورد برنامه هسته ای، نظر راننده تاکسی را نخواهد پرسید. اقتصاد دانی که یک مقاله پزشکی را خوانده، خود درمانی نخواهد کرد و شیمی دانی که هر روز روزنامه ها را می خواند در مورد آینده اقتصاد ایران و وضعیت سیاسی چین اظهار نظر نخواهد کرد. چه سکوتی برقرار می شود!

همه به خود و مثبت و منفی برنامه های خود می پردازند و کمتر سراغ سر در آوردن از کارهای دیگران می روند؛ غیبت کم می شود و تهمت و توهین به حداقل می رسد.

یک دلیل این که تولید ناخالص داخلی آلمان بیش از دو برابر جمع تولید ناخالص داخلی ۵۵ کشور مسلمان است، این به خاطر تمرکز مردم به کار و فعالیت و کوشش های فردی است.

اتفاقا چون بسیاری از ما برای خود کم وقت می گذاریم و خود را کشف نمی کنیم، به بیرون از خودمان و توجه دیگران نیازمند می شویم. به همین دلیل، نمایش دادن در میان ما بسیار جاری و قدرتمند است. از انتقاد حتی انتقادی ملایم، خشمگین می شویم، چون احساسی بار می آییم و بنابر این ضعیف هستیم، اعتماد به نفسمان کم است.
عموما ظاهر خود را می آراییم و در ِ مخزن ِ باطن ِ ما، سه قفله باقی می ماند. افراد ضعیف، جامعه ی ضعیف را به ارمغان می آورد.

در برابر کم حرف زدن و کم قضاوت کردن، فکر و دقت قرار می گیرد. ارزش هر انسان مساوی با مقدار زمانی است که برای فکر، کشف خود و خلاقیت اختصاص می دهد.

سکوت فراوان بهترین فرآورده کم قضاوت کردن است. در این مسیر، محتاج کتاب خواندن، گفت و گو و مناظره هستیم. با آگاهی و دانش می توان انسان بهتری بود و به همین دلیل، نیازمند آموزش هستیم.


کم گوی و گزیده گوی چون در

کز اندک تو جهان شود پر

/ 8 نظر / 18 بازدید
دلا

عزیزم بد ریق یعنی کسی که بد پی پی می کنه !!! [پلک]

قصه

اول ممنوم بابت مطلب بجا و کاملا درستتون و دوم باید بگم که یکی از راهای شناخت انسانها از نظر من صحبت کردن با انسانهاست چون اگر نکته بین بود و با انصاف بود می توان خیلی چیزها رو فهمید. زندگی پر از کلیدهایی است که اگر هرکلیدی از اونو پیدا بکنیم دری برامون باز میشه به سمت {انسان بودن} و خوب زندگی کردن ولذت بردن از زندگی امیدوارم فراوان از این کلیدها داشته باشید.

لوزرن

سخن اين آقاي سريع القلم كاملا نيكو و به مثابه داروي براي درمان گفتار ما ايراني ها هست . اي كاش بيايد آن روزي كه اين سخنان جز ارزش و هنجار هر شخص ايراني قرار گيرد. از شما هم به خاطر پست كردن اين سخنان سپاسگزارم[گل] كم گوي و گزيده گوي چون در // تا زاندك تو جهان شود پر يا به عبارتي در تاييد بيانات شما سخن گفتن كجا و عمل كردن كجا؟؟؟ در عمل كوش و هر چه خواهي پوش // تاج بر سر نه و علم بر دوش شايد پدر شما كه خاموشي را به سخن گفتن بيجا لازم مي داند برآيند ارزش شهدآلود اين بيت باشد كه : در سخن گفتن خطاي جاهلان پيدا شود // تير كج چون از كمان بيرون رود رسوا شود و نيك چون بنگريم با دو صد ديده ي دل كلام حضرت عشق آن سخندان چيره و آن گلدسته ي ادب پارسي چه رنگين مي سرايد و اقرار ميكند : سعديا گرچه سخن دان و مصالح گويي //به عمل كار برآيد به سخن داني نيست پدر بزرگ من مدت هاي مديدي هست كه ديده از جهان فرو بسته ليكن اي سروده ي او زبانزد خاص و عام محله گشته : از كار كرم خيزد و ديزي پر گوشت // بيكاري ورم آرد و سيلي پر گوش [نیشخند] زياد حرف زدم چون اين مطلب از تارنماي شما به دلم نشست به پايان ببريم اينكه: قول نيايد به كار

لوزرن

بهار آمد که بازم گل به باغ و بوستان خواند به گوشم ناله بلبل هزاران داستان خواند به مرغان بهاری گو که این مرغ خزان دیده دگر سازش غم انگیز است و آواز خزان خواند [گل]

مهتاب(مامان علیرضا)

سلام دوست عزیز از وب دلا جان به اینجا و شما رسیدم از اشناییتون خوشحالم در مورد اخرین پستتون باید بگم منم کاملا با نظرتون مخوافقم یاد این بیت افتادم که: کم گوی و گزیده گوی چون در کز اندک تو جهان شود پر

مهتاب(مامان علیرضا)

واو! من اوامه مطلبو نخونده بودم و نظر گذاشتم بعد که خوندم اینجوری شد قیافم:[تعجب] دقیقا همون بیتی که اینجا بود قبل از خوندن ادامه مطلب به ذهنم رسیده بود[لبخند]

مهتاب(مامان علیرضا)

سلام لطفا تایید نکنید رمزتمام پستها:1391 در ضمن شما را لینک نمودم جزء دوستان[قلب]

kelid khoshbakhty

افرین.............. واقعا درسته................. چه قدر موضوع مهمی را بیان کردید .لذت بردم............