هفته هایی که گذشت

وقتی قسمتش را خواندم داشتم شاخ درمی آوردم از حیرت. او حتی به خودش زحمت نداده بود نام مولکولی که آنالیز کرده بودیم را از فایل های جزوه ببیند و نوشته هایش را براساس آن تغییر دهد.. خیلی تعجب کردم! از او همچنین کاری بعیید بود.. چون اینجوری کپی پیست کردن،آن هم در گزارش آزمایشگاه معادل است با صفر!!!

عصبانی بودم و نمیتوانستم دیگر بهش اعتماد کنم! این شد که 14 صفحه گزارش خسته کننده را نشستم از اول نوشتم و صحیح کردم. شب که شروع کردم، تا ساعت 7:30 صبح بیدار ماندم که تمامش کنم. قبلش هم نخوابیده بودم! دقیقا شد 24 ساعت!!

آدم وقتی زیاد نخوابد دیگر خوابش نمیبرد. 

روز مادر بود آن روز.

2) یک هفته تعطیل بودیم. عید پاک بود. سعی کردیم با تاتا درس ها را مرور کنیم! ولی حجمش خیلی زیاد هست. برنامه ای که ریخته بودیم موفقیت آمیز نبود متاسفانه.

3) سشنبه بعد از تعطیلات امتحان ایمونوهماتولوژی داشتیم. 2 روز و نیم برایش وقت گذاشتیم.. این درس یک واحد دارد و فقط یک "validation" هست، یعنی پاس کردن.. امتحان خوب شد خدا را شکر ولی خیلی حیف است که این همه وقت و انرژی که میگزاریم برای چنین درس هایی و آزمایشگاه هیچ کدارم وارد کارنامه نمیشود.

4) همان روز بعد از امتحان وقتی از ژنو برمیگشتم، کمی خوابم برد در قطار، وقتی پیاده شدم و پله های ایستگاه را پایین آدم، یک هو چشمم افتاد به معلم زبانم، در سال اولی که رسیده بودم اینجا. اسمش محموده زکریا است.. اهل افغانستان ولی زاده شده در اینجا! با خانواده. هنوز مقدار فارسی "گپ" میزند.. وای چه خاطرات خوب و دلنشینی داشتیم آن سال.

خیلی از دیدنم خوشحال شد.. بین فرانسه اش گاهی فارسی حرف میزد، از واژه ی "نام خدا" استفاده میکرد. یعنی همان "ماشالله" .. بعد هم هی تعریف کرد و شرمنده ام کرد.

5) مشکل پرینتر دانشگاه حل شد! 20 فرانکی که با کارت اعتباری پرداخت کرده بودم برگشت به حساب پرینتر دانشگاهم.

6) درگذشت محمدرضا لطفی را تسلیت عرض میکنم.

7) امروز یک خبر خوب شنیدم که منتظرش نبودم. باید خودم را آماده کنم.

8) آزمایشگاه دیروز و امروز آنالیز یک پودر ناشناس بود. آنالیز را دوست دارم. بعد از آنالیز سنتز هست که خوب است ولی خیلی دقت میخواهد و وقت گیر است.. دیروز سنتز جواب نداد و فهمیدیم ماده ای یافت کردیم، ناخالصی دارد.. این شد که باید از بینشان میبردیم. امروز تمامش کردیم. "cristallistaion" و "CCM" انجام دادیم و ماده ی بدست اومده کاملا خالص شد! خیلی ذوق کردم. خیلی لذت بخش هست وقتی نتیجه ی آزمایش خوب میشود، چیزی که کمتر پیش می آید.

9) اسیستنت های این ترم را دوست دارم.. حالت استرس زای آزمایشگاه را نرم میکنند، همه خوش برخورد هستند و برعکس قبلی ها موضوعات را خیلی خوب و کامل توضیح میدهند.

یک اسیستنت ایتالیایی داریم که خیلی خوش خنده هست. به من گفت از کجا میایی؟ گفتم ایران. گفت خداحافظ

/ 7 نظر / 113 بازدید
تیارا

چرا خداحاقظ حالا ؟:دی

ليلا

سلام شاهده جان چقدر خوب كه اين همه عاشق درس و تحصيل هستي و همه ي تلاشت رو مي كني هميشه تو زندگي از آدم هاي پر تلاش و محكم الگو گرفتم و تشويقشون كردم.... مثله اينكه شما زياد دروس عملي داريد مگه سال چندم هستي؟بچه هاي داروسازي توي ايران بعد از آزمون علوم پايه تازه تئوري هاشون شروع ميشه و كار عملي آنچناني ندارن(برعكس پزشكي) راستي من نفهميدم اون اسيستنت ايتاليايي بعد از اينكه گفتي از ايران ميايي چرا گفت خدافظ؟؟؟؟ واي شاهده من چند روز ديگه امتحان انگل شناسي دارم يه كم ميترسم دعا كن به خير بگذره [نگران] فعلا[خداحافظ]

رها

مدتیه میخونمت جالب منویسی ایشالا که همینجوری با انرژی ادامه بدی و موفق بشی[گل]

Nastaran

سلام میبینم که حسابی درگیر درسی!موفق باشی.همکار بد خیلی بده فکرکنم از حالا باید عادتش بدی که کارشو خوب انجام بده.ناراحت شدم همه زحمتها افتاد گردن شما ولی نمره رو ایشون میگیره! شما قبلا پزشکی میخوندی درسته؟

زانیار

موفق باشی دکتر ... راستی بعد از اتمام درس برمیگردی ایران ؟؟؟

مونیکا - لنگرگاه آرامش

شاهده دلم خیلی برات تنگ شده ..

corona

تو هم داستان داری با همکلاسیات هاااااااا :)) ماشالا از همه جای ایران هم خیر داری!