من و سنتورم

نوشته شده در تاریخ : 21/07/1388

امروز دقیقا 6 ماه است که پدر برایم یک سنتور هدیه داده..

من هم که اینجا نتوانستم معلمی را برای آموزش پیدا کنم، خودم با کتاب و سی دی آموزشی ِ استاد فرامرز پایور دست به کار شدم.

پایه های نت و موسیقی را به برکت کلاس های آموزشی در مدرسه یاد گرفته بودم.

اما شناخت دوباره ی آنها و اجرایشان روی سنتور کار راحتی نبود.. و سخت تر از همه این بود باید دست چپم را به گرفتن مضراب ها و بازی کردن با آنها عادت می دادم.. حالا بعد از 6 ماه تمرین، الان تقریبا راه افتدم.

بعد از تمرین ها ی فراوان، موفق به زدن و هم خوانی کردن 4 قطعه ترانه شدم.. بسیار بسیار خوشحالم، چون میدانم که میتوانم پدر را با نواختنشان غافلگیر کنم. 

انشالله بتوانم همینطور ادامه بدهم و شاهد ِ موفقیت های بیشترم باشم.

4 قطعه :

1) ز بوی زلف تو مفتونم ای گل \ ز رنگ و روی تو دلخونم ای گل \ من عاشق ز عشقت بی قرارم \ تو چو لیلی و مو مجنونم ای گل \ جونی جونی \ یار جونی \ رشتی و مازندرونی \ من میرم تنها میمونی

2) چه شود به چهره ی زرد من، نظری ز راه وفا کنی \ که اگر کنی همه درد من، به یکی نظاره دوا کنی \ تو کمان کشیده و در کمین \ که زنی به تیرم و من غمین \ همه ی غمم بود از همین \ که خدا نکرده خطا کنی

3) بر جانت از سر تا قدم \ جانا هزاران آفرین \ صانع خدایی کین وجود \ آورده بیرون از عدم \ میزد به شمشیر جفا \ سعدی بنالیدی ز ما \ میرفت و میگفت از قفا \ مردان نالند از الم

4) گل گندم شکفته، گل گندم یار (2بار) \ میکارن همچین و همچون \ گل گندم یار (3بار) \ میچینن همچین و همچون  \ گل گندم یار (3بار) \ گل گندم یار (4بار)

/ 2 نظر / 190 بازدید
مهسا

سلام شاهده جان. امروز اتفاقى آشنا شدم با شما.يادداشت هاى زيبا و دلنوشته هاتونو خوندم..من عاشق داروسازى هستم آرزوم بود داروساز بشم و همچنين بى نهايت کشور سوييس رو دوس دارم.خوشحالم که هردوى اين هارو دارى اميدوارم موفق باشى.شاکر باش که آرزوى يه نفر واقعيت زندگى توست.منم سنتور ميزنم تازه شروع کردم.از آشناييت بى نهايت مسرور شدم. اميدوارم روزى به آرزوم برسم...

علی

این پشتکار شما قابل تقدیر منم خیلی دوست داشتم سنتور یاد بگیرم،ولی متاسفانه تا بدین لحظه فرصت نشده، شاید هم توجیح باشه[خنثی] در قطعه اول یه قسمت شعر فکر کنم باید یه "م" اضافه کنید منم عاشق ز عشقت بی قرارم