من و داروسازی

داستان اینکه چطور به این رشته روی آوردم بماند ولی خودم هنوز هم از خودم میپرسم من دارم داروسازی میخونم آیا؟؟ 

یادم است سال اول دبیرستان در تهران که بودم، روزی با دوستان جمع شده بودیم و از رشته هایی که قرار است در دانشگاه انتخاب کنیم حرف میزدیم.. 

من که در سرم همیشه و همیشه پزشکی بود! انگار الهام شده بود.. یا شاید به سبب معالجاتم و رفت و آمد زیاد به بیمارستان و اینجور جاها من را به این اشتیاق وا داشته بود.. اما خب بعد از چندین ماه تحصیل در شرایطی اعصاب تنگ.. و در پی اش 2 ماه کارآموزی در محیط بیمارستان، متوجه شدم بهتر است رشته ای نزدیک و مرطبت با این رشته بخوانم.. (دوستانی که وبلاگ قدیمم را میخواندند در جریان خاطرات بیمارستان هستند.. حتما سر فرصت به اینجا انتقالشان خواهم داد)

آن زمان یکی از دوستانم گفت میخواهم داروسازی بخوانم، من نمیدانم چرا با اینکه هیچ تصوری از تحصیل در این رشته و درسهایش نداشتم، خوشم نیامد.. چرایش را بعدها متوجه شدم.. بله، به دلیل درس شیمی که بسیار دقیق و گسترده بود در این رشته.. و من متاسفانه با این درس دوست نبودم به هیچ وجه!

اما کم کم بعد از تجربیاتم در رشته ی پزشکی و در بیمارستان و دوا درمان.. و همچنین با توجه به آینده ی کاری-درآمدی و زمینه ی گسترده ی این علم و نیاز جهان اطراف به آن، به این رشته علاقمند شدم .. و با اینکه هنوز هم با شیمی دوست نبودم، سعی کردم توافقات و تلقیناتی به کار ببرم تا باهم کنار بیاییم.

سال اول مثل همه رشته های علوم تجربی، علوم پایه است.. با این تفاوت که تعداد ساعات شیمی و آزمایشگاه ِ داروسازها بیشتر از زیست شناسیست :

شیمی عمومی + آزمایشگاه، شیمی آلی، شیمی تجزیه، ریاضی، آمار-احتمالات، فیزیک + آزمایشگاه، انفورماتیک (کار با کامپیوتر)، زیست سلولی، گیاه شناسی + آزمایشگاه، زیست جانوری.. و مقدمه داروسازی 1.

خاطرات خوبی که از سال اول دارم، مربوط به این درسهات:

شیمی آلی : Sandrine Gerber : برای تدریس دقیق و با حوصله و بی نظیر استادش.

فیزیک : Aurelio Bay : برای خنده رو بودن استادی ایتالیی اصل.. و اینکه از اول گفته بود کسی از من کم نخواهد آورد.. (و همان ماجرای معجزه..)

زیست سلولی : Niko Geldner : برای استاد آلمانی که عشق به درس و تدریس در کلمات و چهره اش موج میزد.. انقدر عاشق درسش بود که بعد از توضیح هر موضوعی میگفت: نمیدانم شما این را درک میکنید یا نه؟ اینکه چقدر فلان پروسه دقیق و بی نظیر است، اینکه فلان پروسه چقدر شیرین است.. و وقتی با نگاه مات بچه ها روبرو میشد میگفت اشکالی نداره، هدف من این است که در آخرین جلسه شما عاشق این درس شده باشید و من تمام سعیم را میکنم.. 

آمار-احتمالات : Alfio Marazzi : برای استاد ایتالیایی زبان و خوش خنده اش و مسلما اینکه به ما اجازه داده بود از جزوه سر امتحان استفاده کنیم.

آزمایشگاه گیاه شناسی : برای اینکه هر بار گُلی را در دست میگرفتم، "الله اکبر" از زبانم نمیافتاد.. مات و مبهوت میشدم در برابر خلقتش که اینچنین ظرافت و زیبایی در عضو به عضوش موج میزند.. هیچ وقت فرامش نمیکنم! وقتی گل شقایق سرخ را دست گرفتم و یکی از غنچه های بسته اش را باز کردم و بعد آرام آرام شروع کردم به باز کردن چهار گلبرگش.. خدای من! به مانند حریر ِ بهشتی لطیف بود، مانند پارچه ای سرخ و چروک و براق که دُر ِ جسمی سیاه و انبوه پیچیده باشند.. و هنگامی که آن جسم سیاه ناگهان از درون این پارچه ی سرخ خودنمایی کرد، اشک ِ چشمانم روان شد.. هیچ وقت فراموش نمیکنم!! آنقدر زیبا بود این ترکیب سرخی و سیاهی، آنقدر زیبا بود که میشد ساعت ها نشست و غنچه به غنچه ی شاخه ها را گرفت و باز کرد و از این دیدار مست شد!

سال دوم اما همه ی دروس تخصصی میشود :

بیوشیمی، باکتریولوژی + آزمایشگاه، میکروبیولوژی، مقدمه داروسازی 2 + آزمایشگاه، آناتومی، بافت شناسی، فیزیولوژی، فیزیک ِ داروسازی، طیف بینی (Spectroscopie)، شیمی داروسازی، آزمایشگاه شیمی و انفورماتیک.

 فعلا زیاد نمیتوانم بگویم از چه درسی بیشتر خوشم آمده، چون برای درس هایمان یک استاد نداریم، استاد ها زیاد میشوند و نحوه ی درس دادن هرکدام میتواند میزان علاقه به آن درس را به شدت بالا و پایین کند..

مثلا برای بیوشیمی تا الان 4 استاد داشتیم که هر کدام بخش مختلفی از این درس را تدریس کردند. برای فیزیک 2 استاد. برای آناتومی بیش از 6 استاد. برای فیزیولوژی و آناتومی هم همچنین.

آناتومی را کلا دوست دارم، درس بسیار جالب و مفیدی است، فرقی نمیکند چه رشته و درسی بخوانیم، آناتومی درس زندگیست!!

استاد میکروبیولوژی را خیلی دوست دارم، او مردی سالخورده و قد بلند است.. هر بار که میبینیمش دارد با کلاه و جاکت مخصوص دوچرخه اش راه میرود و لبخند میزند.. او از همان استاد هاییست که هر جلسه قبل از کلاس ایمیل میفرستد و اعلام میکند درسش را آپدیت کرده و به امید دیدار شیرینی میگوید.. او مانند استاد زیست سال اول عاشق درسش هست، بسیار با هیجان صحبت میکند، و همیشه چنان درس میدهد که خیلی زودتر از وقت پایان کلاسش را تمام میکند!!.. و خب اگر ببیند کسی در بین درسش کلاس را ترک میکند، خیلی ناراحت میشود و با حالتی دل شکسته میپرسد: آیا واقعا جالب نیست؟؟.. به نظرم دانشجو باید احمق باشد که همچین کلاسی را از دست بدهد.. از سال بالاتری ها شنیدیم امتحانش بسیار سخت است، ولی با این حال من عاشق درسش شدم، زیرا خیلی انرژی مصرف میکند تا عمق فاجعه و جذابیت درسش را نشان دهد.

باکتریولوژی را هم دوست دارم، چون استادی بسیار شوخ طبع دارد و با دانشجوها بسیار رفیق است.. او هم بسیار درسش را دوست دارد، و مدام راجع به هر چیزی توضیح میدهد میگوید : est-ce que c'est pas extraordinaire??l و باز وقتی بچه ها مات نگاهش میکنند، تیکه ای میپراند که برق از کله ی همه میپرد و صدای خنده میپیچد!! یعنی گه گاه از اصطلاحاتی استفاده میکند که دانشجو دهنش باز میماند چون فلان اصطلاح بسیار عامیانه است..

آزمایشگاه این درس را هم دوست داشتم.. گزارش نوشتنش کمی روی اعصاب بود ولی خود آزمایش ها و نتایجش دیدنی بودند. اینکه رشد باکتری ها در چه شرایط و مکانی چگونه است.. چه نوع باکتری هایی داریم و در زندگی روزمره چگونه اند.. مبارزه ی باکتری ها و داروها.. البته گاهی بسیار هم چندش آور بود.. ولی من فهمیدم دارای یک نوع باکتری بی خطر هستم.. و همچنین فهمیدم در بین آن افرادی هستم که گاهی طعم تلخ یک سری مواد را متوجه نمیشوند.

آزمایشگاه درس مقدمه داروسازی 2 را هم دوست داشتم، چون خیلی نزدیک تر به شغل یک داروساز هست. یاد گرفتیم چطور باید برچسب های مخصوص دارو را برای بیمار بنویسیم و روی جعبه ها بچسبانیم.. یاد گرفتیم چطور باید از فارماکوپه Helvetique استفاده کنیم (کتاب‌هایی هستند که فهرست کاملی از داروهای موجود در بازار مشتمل بر اطلاعات دارویی، موارد مصرف، عوارض جانبی، نحوه نگهداری داروها و مواد اولیه، روش آنالیز فیزیکی و شیمیایی و استانداردهایی که در داروسازی و صنایع غذایی مورد استفاده قرار می‌گیرند در آن قید شده‌است.).. یاد گرفتیم چطور باید قیمت یک دارو را مشخص کنیم.. و جالب تر از همه ساختن یک سری از دارو ها را یاد گرفتیم.

من و چند تا از هم کلاسی ها که قرار بود محلول استریلیزه ای رو درست کنیم و این کلاه مخصوص رو گذاشتیم.. وگرنه در مواقع عادی فقط روپوش، عینک و دستکش الزامی است.

همین محلول بود که باید زیر نور فلوورسانت درست میشد

کپسول درست کردیم.. خیلی جالب بود دستگاهش

پماد درست کردیم. درش یک خوشبو کننده ی شوکلاتی استفاده کردیم که واقعا آدم دلش میخواست کمی بچشه ازش.. اما پروسه ی چسبناکی بود.. با دستکش کار کردن سخت بود چون وازلین و امثالهم مدام میسبیدن بهش و کلا کمی کثیف کاری بود..

این یک نوع پودر هست که مثل قرص جوشان عمل میکنه و برای افرادی یبوست دارند کار ساز هست.. ساختنش سخت بود.. چون باید اول یک ماده ی کرم مانند سفید درست میکردیم و بعد انقدر هم میزدیم که روان بشه، بعد باید یک ماده ی دیگر اضافه میکردیم که کمی سفت بشه، و بعد ماده رو از صافی میگذرانیم تا به شکل دانه ریز بیافته، بعد هم در "گرمچال" میگذاشتیم.

این هم یک محلول نرم کننده ی دستگاه گوارش است 

اینجا یک پماد و یک هیدروژل درست کردیم. خیلی جالب بود، مخصوصا اینکه بلاخره فهمیدیم چطوری پماد رو داخل این جاش میریزند و میبندند.

این سه عکس هم مربوط به ساختن شیاف هست.. بعد از درست کردن محلول، دستگاه زیر را کمی چرب میکنیم و محلول را میریزم و با یک کاردک سطحش را صاف میکنیم.. سپس میگذاریم در یخچال به مدت 15 دقیقه، و بعد مثل عکس دوم باز میکنیم و معمولا شیاف ها باید بدون مشکل کنده بشوند.

********************

و اما بخش مهمی از هفته را در آزمایشگاه شیمی سپری میکنیم.. جایی که از 8 صبح تا 12 و از 13 تا 17 بعد از ظهر آزمایش های مختلف انجام میدهیم و هر بار باید گزارش های طولانی تحویل دهیم. هدف اصلی این آزمایش ها این است که روش های مختلفی را برای خالص سازی مواد شیمیایی ناخالص یاد بگیریم و بعد با استفاده از روش های دیگر خالصی آنها را تست کنیم، بعد با ارقام رفرنس مقایسه کنیم و بگوییم در پروسه آزمایش چقدر موفق بودیم و اگر نبودیم چرا؟

از این روش ها میشود به کنترل ماده ی جوش یا ذوب یک ماده قبل و بعد از خالص سازی اشاره کرد.. یا به تغییر رنگ یا بوی ماده.. یا به کروماتوگرافی لایه نازک (CCM) که با گذاشتن قطره ای از یک محلول روی یک کاغذ مخصوص، ترکیباتش به سمت بالا مهاجرت میکنند.. بعد باید اندازه جابجایی این ترکیبات را آنالیز کرد.. یا با آنالیز های دقیق طیف های نوری NMR و IR .. به ترتیب: Nuclear Magnetic Resonance و InfraRed اشاره کرد.

یک سری عکس از آزمایشگاه و وسایل

این طیف ان ام آر هست که باید برای تایین مولکول آزمایش شده آنالیز کنیم

این هم طیف آی آر هست که باید آنالیز کنیم.. کار بسیار سخت ولی جالبیست


حالا که امتحان درس طیف نوری را دادم، خیلی بیشتر از آنالیز کردن اِسپِکترها لذت میبرم..  رشته ی داروسازی به ساعات زیاد آزمایشگاهش معروف است!! وقت برای مرور درس های تئوری بسیار بسیار کم است و بیشتر زمان و انرژی دانشجو صرف آزمایش و نوشتن گزارش های نفس گیر 10-15 صفحه ای میشود.
 
 فکر میکنم به اندازه ی کافی در مورد این رشته و درسهایم توضیح داده باشم. ولی حتما توضیحات ادامه دارند، چون درس های دیگری در ترم جدید آغاز میکنیم و تجربه های جدید در انتظارند.. در مورد خود دانشگاه و محیطش در پستی جداگانه صحبت خواهم کرد.
/ 35 نظر / 710 بازدید
نمایش نظرات قبلی
sadaf

سلام عزیزم من 17 سالمه از کاشان چندماهه که تصمیم گرفتم برم رشته داروسازی معدلم 19به بالا هست .به نظرت موفق میشم.علاقه هم دارم.درامدش خوبi[چشمک][چشمک]

سارا

همیشه دوست داشتم شیمی بخونم اما بخاطر بازارکار و ...همه رای منو زدن الان ... پشیمونم و وقتی می بینم خانمی در رشته مورد علاقه اش تحصیل کرده و انقدر راضیه واقعا خوشحال می شم . امیدوارم موفق باشید و پیروز

اواداروساز

سلام من تازه باوبتون اشناشدم مطالبش خوب بودمن عاشق داروسازیم امسال کنکوردارم ایشالا سال دیگه بایاری حق بتونم دانشجوی داروسازی بشم موفق وپیروزباشید

مونس

سلام مرسی از اینکه این وبلاگ رو ساختین خیلی اطلاعات خوبی دادید انشا الله ک موفق باشین

آرین

با سلام ، متن هاتونو خوندم ، زبان گرم و صمیمی دارین. من قصد دارم برای دکتری به سوییس برم. ولی نمی دونم از کجا شروع کنم خودم کارشناسی ارشد بازرگانی بین الملل رو تو دانشگاه آزاد خوندم اگر میشه کمکم کنین

دکتر امامی

سلام خانم دکتر. بی نهایت می‌بالم به وجود هموطنانی مثل شما که با پشتکار در یک کشور غریب مشغول پی بردن به ماهیت اشرف مخلوقات بودن خودشون هستن. من از همکارای شما در ایرانم. دانشجوی ترم۹. میخواستم ببینم امکانش هست برای ادامه تحصیل در مقطع تخصص بیام سوییس. میخوام فارماکوگنوزی بخونم. ممنون میشم راهنماییم کنید. پیروز و موفق باشید.. در ضمن درخصوص درامد و هزینه ها هم میخواستم بدونم. متشکرم.

جاوید

سلام خانم شاهده! امیدوارم شما با درس های تان موفق و پیروز باشید. خیلی خوشحالم که شما در سویزرلند درس میخوانید. من هم ژنو درس میخوانم اما رشته ما فرق دارد، رشته ما فوق لیسانس یا ماستری مطالعات و پالیسی توسعه در The Graduate Institute Geneva است. البته من از افغانستان هستم و درس های ما به انگلیسی میباشد. البته این دانشگاه داشنجویان را فقط در مقاطع ماستری و دکترا میگیرد. موفق باشید.

فرشته

سلام شاهده خانم عزیز من دانشجوی مامایی هستم البته به دارو سازی علاقه ی بسیاری دارم ، در پستتون نوشته بودید که نحوه ی مطالعه ی فارماکوپه را یاد گرفتین . می شه لطف کنین و توضیح بدید که چه جوری باید بخونیم خیلی خوشحال می شم . امیدوارم همیشه موفق و شاد باشید.

samira

سلام دوست عزیزم من و همسرم هم به احتمال بالا برای ادامه تحصیل به لوزان بیاییم چندتا سوال ازشما داشتم 1.اینکه آنجا با حجاب باشیم مشکلی نداره؟ برای بقیه عجیب نیست؟ 2.همسرم رشته ش مهندسی عمران است و من بیولوژی. برای گرفتن فاند ارشد بیولوژی چه شرایطی باید داشته باشم؟ 3.در کل زندگی در لوزان سخته یا آسون؟ از لحاظ اقتصادی و فرهنگ و... 4.با درآمد سالی 53000دلار دونفر میتونن زندگی کنن اونجا؟ ممنونم ازشما

samira

خیلی ممنونم ازاینکه وقت گذاشتید و پاسخ دادید [لبخند][گل]