من با من حرف میزند

واقعا اگر این جملات از عمق نوشته شده باشند، وقتی ناگهان چشم بهشان برخورد میکند مثل یک سیلی درونی میمانند!

نوشتن این تکه کاغذ ها کمی آدم را به فکر فرو میبرد! اولش سخت است! انگار آدم دلش نمیخواهد یا حالت مسخره بهش دست میدهد که خودش برای خودش چیزی بنویسد، خودش اسم خودش را روی کاغذ بنویسد و به خودش تذکر دهد یا به خودش بگوید آفرین عزیزم.... ولی به مرور کم کم برایش معنا و ارزش پیدا میکند و مهم میشود!

مثلا شاهده بنویسد بزند به دیوار:

* شاهده جان، غذایت را آرام تر بخور، هر قاشق را بیشتر بِجَو و میان غذایت چیزی ننوش عزیزم، برای هضم بهتر است :)

یا

* انقدر از دستت ناراحتم که دلم نمیخواد اسمت رو بیارم! :| 

شکلک ها هم خیلی مهم هستند: لبخند، اخم، چشمک، خنده، عصبانیت، اشک!

آدم خودش سخت است به خودش لبخند بزند وقتی هیچ وقت این کار را نکرده! یا حتی به خودش اخم کند!

این تکه کاغذ ها مثل آینه میمانند.. گاهی آدم دلش نمیخواهد رویش را در آینه ببیند، گاهی پیش می آید که آدم از خودش خجالت میکشد! انگار چشم هایش انتظار دیگری داشتند از خودش! .. و البته گاهی هم از دیدن روی ماه خودش سیر نمیشود!

 گاهی حس من و من سنگین تر از هر حس موجود در جهان است!

وقتی به این موضوع پی ببریم انگار خودمان را بیشتر دوست داریم!

بعد انگار رگ غیرتمان برای خودمان بالا میزند، نه؟

/ 3 نظر / 48 بازدید
دانیال

من از امروز این کارو پیاده میکنم....اینجوری به خودم میفهمونم کجاهارو چطور بودم،البته من این رفتارو داشتم منتها یه جوری دیگه بابت هر شکستی که داشتم یاداشت میکردم ک ه انقدر زیاد قیدشو زدم اما حس خوبی نوشته داشت که از نو شروع کنم،با سپاس فراوان

امیر

من هم دوست دارم این کارو بکنم ولی بقیه میان میخونن [خنثی] یه لوگوی دانشگاه ای تی اچ رو هم که تو تابلو کائنات اتاقم زدم هرکس میاد تو اتاقم دقیقاً بعد از گفتن سلام میگه این چیه؟ میگم هیچی این سه تا حرف انگلیسیه.[لبخند] و (بلا اثتثنا) میگن نــــه!!! حتماً چیز مهمّیه که زدی به دیوار اتاقت. اومدم جمله مورد علاقه ام رو به آلمانی نوشتم میگن این یعنی چی؟[منتظر] یعنی بدبختی داریمااا

حمید

چه فکرخوبی عموما سرزنش هایی که بم نیرو میدن و میگن که ایندفه رو دیگه کم نیار رو زود فراموش میکنم!