آنجا

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد

باقی همه ..... 

/ 7 نظر / 23 بازدید
ماریا

سلام شاهده جان کجایی؟ خوبی؟ امیدوارم سرگرم بهترین های این دنیا باشی. دلم برات تنگ شده. وقتی بنویسی احساس می کنم هستی خوبی و سرحالی اما وقتی ننویسی هیچی نمیشه دونست. منتظرتم.

Nastaran

سلام خوب هستی شاهده جان؟درسها خوب پیش میره؟مدتیه نمینویسی.

شسراز

باقی همه بی حاصلی و بی ثمری بود

مهدی(دنیایی به رنگ مهربانی)

یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد لعلی از کان مروت برنیامد سال‌هاست تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند کس به میدان در نمی‌آید سواران را چه شد صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد حافظ اسرار الهی کس نمی‌داند خموش از که می‌پرسی که دور روزگاران را چه شد “حافظ“