زنده باد برای همیشه!

* چه بنگارم که نمیشود نگاشت..

برای فراری دادن هذیان است این سروده ی عمیقا زیبا!

این شاعر گرانقدر و گرانبها را امروز مابین صبح و ظهر شناختم.. وصف سلیس واژه هایش تنها گردی ِ هاج و واج چشم را به دهان میگذارد.

چشم و راه روشنی ِ هذیان است این بیان بی وصف

زنده باد غرق شدن در آوای نبض دلکَش..

*این عکس را از قویی کنار دریاچه لمان گرفتم*

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

فریبنده زاد و فریبا بمیرد

شب مرگ تنها نشیند به موجی

رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

در آن گوشه چندان غزل میسراید

که خود در میان غزلها بمیرد

گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا

کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد

شب مرگ از بیم آنجا شتابد

که از مرگ غافل شود تا بمیرد

من این نکته گیرم که باور نکردم

ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

چو روزی ز آغوش دریا برآید

شبی هم در آغوش دریا بمیرد

تو دریای من بودی آغوش وا کن

که می خواهد این قوی تنها بمیرد

مهدی حمیدی شیرازی

/ 0 نظر / 36 بازدید